باران مهر
امروز را به خاطر بسپار....

امروز را به خاطر بسپار

امروز را که وقت دیدار رقم خورده است

و تو از آنسوی دیوار دوستی

 صدایم می کنی

صدایی همرنگ تنهایی و دوری و.....

نمی آیی.....

نمی آیی و تصویر انتظارم را قاب می گیری

و.....

 به دیوار هدیه می کنی

 آری...

امروز را به خاطر بسپار

که من

سلام کردم

دوستی را         عشق را           و تو را

در حصار تنهایی

و سهم مهربانی ام را با تو تقسیم کردم

سهمی که با اشگهایم معطر شده است

و به خاطر بسپار

عشق ترک خورده ام را

در دستانت....

آنگاه در امواج تنهایی ام به آرامی غرق میشود

ای دوست

 گامهای تو دیگر ناجی نیستند

و لحظه های بی تابی را شماره نمی کنند

و وسعت مهربانی را نمی فهمند

میدانم

از یاد خواهی برد

 پلی را که بر دیوار  عشق ساخته شد 

وحائلی که مرا به تو میرساند و تو را به من

و لحظه لحظه بی قراری را

اما امروز را به خاطر بسپار

تا ار یادت نروم

ای آنکه زود آمدی و زود میروی.....

                                         پروین ـ ع

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۳/۳٠ - غريب

ای فاطمه.....

محرمـی مـارا بـه شــام هـجر یـــار

همــدمـی مــاراتــویـــاربـی قــــرار

هم شفیعی هم شفیق ای مهربان  

هم صـدیقی هم صـدیقه بی گـمان

مــا به مـهر تـو محـبت می خــریم

مــا به لطف تـو کرامت می بـــریم

مــا حدیـث عشق از بر کرده ایــم

سوختـن را بـا تـو بــاور کرده ایــم 

رفتی و می سوزد ار غم جان مـا

فاطــمه ای اسـوه ی ایــمان مــا

پروین ـ ع

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۳/٢٠ - غريب

شبی زخمين

امشـب فضای آسـمان مغموم تر شد

رنگ نگاهش بر زمین  معصوم تر شد

خون می چـکد از ابر پنـهانیـش زیــرا

زهرا در ایـن آشفتگی مظلـوم تر شد

***********

 بایـدسـراغش از دل خونیــن بگیرم

از لالــه های عاشـق دیریــن بگیرم

 گم کرده ایـم آهنـگ سوز ناله ها را

باید سراغش از شبی زخمین بگیرم

پروین . ع

مرا با داغ زهرا واگذاريد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۳/٩ - غريب