توکل بر خدا

گمشدی در باورم گویا چنان         بردی از یادم تب دیروز را

خستـه ام از لحظه های سردِ سرد         کاش میماندی فقط امروز را

 

رفته ام از یاد تو ای عشق سرد        ناله ای پر سوز در آوازمــن

در حصاری از غم ودردم کنون       قطره ی اشکی شده دمساز من

 

در سکوتی خسته بر هم میـزنم        اشتیاق دیدنت در زیر ماه

جام زهر هجر را سر میکشم         در شبی تاریک با یک جرعـه آه

 

میروم تا عشق را پیدا کنم       در حضوری روشن و بی ادعـا

نرگس چشمان دلواپس کجاست        تا مرا یاری کند با یک دعا

 

نیست گویا نیست آن مجنون عشــق       آن که با مهرش به دل رازی نگاشــت

رفت شاید چون نسیمی در خزان       باید این اندوه پشت سر گذاشت

 

سهم شیدایی من فریاد بــود        از گلویی پاره پاره بی صدا

درد تلخـــی بغضهایم را شکسـت        بـاز میگویم تـــوکل برخـدا

/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامانی هستی

سلام مهربانم . ممنونم از حضور وهمدرديت . هميشه سالم و شاد و خوشبخت باشی .

بهناز

سعيدرضا خساره

سلام . خوبين ؟خيلی وقته ازتون خبری نيست ؟ کجايين ؟ قشنگرين لحظهی زندگی در لحظه ی خنديدن است ... آديوس آميگو . منتظر ايميلتون هستم

کاوه جبران

سلام غريب ديريست که يادمان نميکنی امامن امدم

صدر

سلام! چونان هميشه آرام و زيبا و تامل برانگيز! موفق باشی صدر

رضا

سلام /خوبيد/چه محیط قشنگی ساخته اید/مخصوص شعرهای زیباتون /ماه محرم هم که داره از راه ميرسه / مارا از دعای خيرتان فراموش نکنيد/موفق باشيد

نيماي دورازديار

باز ميگويم توکل بر خدا...... سلام مهربون شعر بسيار زيبايی بود.. خيلی به دلم نشست

حاج علی

السلام عليك يا ابا عبدالله . السلام عليك يابن رسول الله . السلام عليك يا ثارالله . سلام بر محرم . سلام بر عاشورا و سلام بر شهداي مظلوم كربلا . روزي كه شد به نيزه سر آن بزرگوار خورشيد سر برهنه بر امد به كوهسار آمد و برخاست كوه كوه ابري به غرش آمد و گريست زار زار گفتي تمام زلزله شد خاك مطمئن گفتي فتاد از حركت چرخ بي قرار . با اينكه سر زد اين عمل از امت نبي روح الامين زروح نبي گشت شرمسار . ايام سوگواري سرور آزادگان و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسن و ياران با وفايش را تسليت عرض نموده . عاجزانه التماس دعا دارم .

علی

خرم آن روز کز اين منزل ويران بروم راحت جان طلبم وز پی جانان بروم چون صبا با دل بيمار و تن بی طاقت به هواداری ان سرو خرامان بروم نذر کردم گر از اين غم به در آيم روزی تا در ميکده شادان و غزلخوان بروم...