دستی نبود

وقتی که چشمهای خسته ی من

تنهایی بی پناه مرا

بر شاخه ی تکیده ی بید

تماشا میکرد

دستی نبود تا-

اشکهای بی قرار گونه های مرا

با گرمترین احساس پاک کند

اینجا کنار دلتنگی هایم

سکوت هم حرف میزند

با زبان همدلی.

من مهربانی را زا او آموختم

در کلاس درسش هر چیزی حیات دارد

از خاک تا خاشاک

از نسیم تا دریا

از ابر تا آسمان

از آسمان تا خدا.......

اما تنهاییم         هنوز

تولدش را جشن میگیرد،

با لاله هایی که با آوای نی آرامش میگیرند

و با صدای پروین بیدار میشوند

انگار سالهاست با آوازهای من

آشنایند.

ای لحظه های سخت زندگانی من

در هیچ جایثانیه هایت

جایی برای ما نیست ؟

جایی که تنهایی مرا بر سفره ی عشق

پیوند میزنند

من باورم به صفر رسیده است

دیدم شبی

ستاره بخت ما خاموش میشود و

دستی نبود تا

پناهش شود.

سرخورده از قلبی شکسته فریاد میزنم

با من بمان تا

لحظه ی حضور.

پروین.ع

دستی نبود

/ 7 نظر / 20 بازدید
دوست جون (آتش دل)

سلام ممنون بابت شعر زیباتون ضرباهنگ آشنایی داره اتگار خودم تواین حادثه شریک بودم جزیی ازش بودم و این نشونهی تبحر شما در نگارش هست اینکه مخاطب شعر هاتون میتونهدر مطالبتون غرق بشه پاینده باشید

مروارید

سلام مهربان ممنون از حضورت...شعر بسیار زیبایی بود... من مهربانی را از او آموختم در کلاس درسش هر چیزی حیات دارد از خاک تا خاشاک از نسیم تا دریا از ابر تا آسمان از آسمان تا خدا....... خیلی زیبا بود...عیدت مبارک خواهر مهربان... دلت همیشه شاد و در پناه خدای یکتا[گل]

محبت و زیبایی

سلام دوست نازنین خوبم! خوشحالم که دوباره با شعر زیبایی آپ هستید ممنون که خبرم کردید من شعرهای شما را دوست دارم طوری به دلم مینشینند دلتان شاد عزیزم![گل]

محبت و زیبایی

تا نقش تو در ديده ما خانه نشين شد هر جا که نشستيم چو فردوس برين شد (مولانا) [گل]

نیمای دورازدیار

سلام بر غریب همیشه آشنا[گل] این دفعه رو با مهربون شروع نکردم نه به این دلیل که مهربونی شما رو در ابراز لطفتون نسبت به وبلاگ محقر نیما فراموش کرده باشم، بلکه به این جهت که دوباره به خودم متذکر شوم که هر رد پایی زیبا از دوستان قدیمی برایم آشنایند حتی اگر بعد از مدتها بر سینه وبلاگ سرمایه های دل نقش ببندند. آره مهربون، همه اینها رو گفتم که بگم حضور سبزتون همیشه زیبا و پراز مهر است. پاینده باشید..

بهناز

به شانه ام ميزني که تنهاييم را تکانده باشي.به چه دل خوش كرده ايي؟تكاندن برف از شانه هاي آدم برفي؟؟؟ من افتخار میکنم که شما مدیر ما هستید[بغل]

پروین

سلام بهناز جان.....ممنون که سرمیزنی....امید وارم همیشه یک دانش آموزمنظبط و فعال باشی و بزودی در دانشگاه ببینیمت...فدای تو عزیزم...در پناه حق...غریب...